پایگاه اطلاعرسانی رهبر معظم انقلاب به مناسبت اربعین شهادت شهید حسن طهرانی مقدم، مستند صوتی «ولکنالله رمی» را منتشر کرد.
این مستند صوتی به بررسی ویژگیها و خاطراتی از شهید طهرانی مقدم از زبان برادر و مادر شهید میپردازد و همچنین بخشهایی از حضور رهبر انقلاب در منزل شهید را روایت میکند.
سرلشگر شهید حسن طهرانی مقدم و جمع دیگری از اعضای سازمان جهاد خودکفایی سپاه، بیست و یکم آبانماه جاری در حادثهای در یکی از مراکز پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
این مستند صوتی به بررسی ویژگیها و خاطراتی از شهید طهرانی مقدم از زبان برادر و مادر شهید میپردازد و همچنین بخشهایی از حضور رهبر انقلاب در منزل شهید را روایت میکند.
سرلشگر شهید حسن طهرانی مقدم و جمع دیگری از اعضای سازمان جهاد خودکفایی سپاه، بیست و یکم آبانماه جاری در حادثهای در یکی از مراکز پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
این برنامه صوتی ۹ دقیقهای شامل بیانات رهبر انقلاب و سخنانی از برادر و مادر شهید طهرانی مقدم است و با بخشهایی از یک سرود لبنانی به پایان میرسد. نام این مستند نیز از آیهی شریفهی «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَی وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و شما آنان را نکشتید بلکه خدا آنان را کشت و چون [ریگ به سوی آنان] افکندی تو نیفکندی بلکه خدا افکند [آری خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند] و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشی نیکو بیازماید قطعا خدا شنوای داناست» (انفال؛ ۱۷) برگرفته شده است.
حضرت آیتالله خامنهای فرمودند: «لشکر هشت نجف که آقایان اسم آوردند، یکی از لشکرهای قَدَر در میدانهای دفاع هشتساله بود و خود مرحوم شهید کاظمی (رضواناللهتعالیعلیه) واقعا یکی از آن فرماندهان برجسته بود. بنده در همان دوران جنگ رفتم خوزستان به مرکز لشکر نجف، [از] آنجا بازدید کردم؛ چیزهایی در آنجا دیدم که در کمتر لشکری آدم میتوانست آنها را مشاهده کند: آمادگیها از یکسو، روحیهی خیلی بالا از یکسو و نظم و ترتیب؛ نظم و ترتیبی که من در آن لشکر دیدم، در کمتر جایی انسان آن را مشاهده میکرد.» ۱۳۹۲/۰۴/۱۰
بخش دفاع مقدس پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR به مناسبت نوزدهم دیماه سالروز شهادت سردار شهید حاج احمد کاظمی، نماهنگ «سردار رو سفید» را منتشر میکند.
(سرلشکر جواد فکوری در ۱۷دی ماه ۱۳۱۷در در محله چرنداپ شهر تبریز به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند. دورههای تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف۴)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.شهید سرهنگ فکوری در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته میشد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتها و پستهای زیر را به عهده داشت.فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری، معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی)
(یکروز جواد هراسان به خانه آمد و گفت: ساک مرا ببند، میخواهم با تیمسار فلاحی به جبهه بروم. برخلاف همیشه نگران شدم و خواهش کردم، نرود. به او گفتم: تو مدتها در جبهه بودی، من و بچهها دوری تو را زیاد تحمل کردیم. به خاطر بچهها نرو. او برخلاف همیشه شماره تلفنی داد و گفت: هر وقت کاری بود، تماس بگیر ولی من باید بروم. سهشنبه قرار بود، بیاید ولی دوشنبه زنگ زد و گفت: برگشت ما به تاخیر افتاده و پنجشنبه میآیم. آن شب نگرانی و دلشورهام بیشتر شد و بیخوابی به سرم زد. صبح خواب ماندم و برخلاف همیشه اخبار ساعت ۸ را گوش ندادم. هنوز خواب بودیم که یکی یکی دوستانم به بهانههای مختلف به خانه ما آمدند و وقتی دیدند من از ماجرا خبر ندارم، چیزی نمیگفتند)
(حتی ظهر وقتی علی را از مدرسه آوردم، متوجه حضور ماشینهای متعدد دوستان و آشنایان نشدم که منتظر بودند بعد ازخبردار شدن من از ماجرا، داخل خانه شوند. تا اینکه پسر داییام که برادر شیری من بود، با من تماس گرفت و خبر را داد. جیغ کشیدم و بیهوش شدم. خیلیها به دیدن من آمدند ولی بیشتر اوقات بیهوش بودم. حتی در دیدار با حضرت امام (ره) بیهوش شدم)
ایشون سید علی موسوی هستند که معروفند به سید-بلبلی به خاطر روش خاص سوت زدن
که شبیه بلبل میزنند و بسیار شنیدنی و جالبه …
نکته جالب اینکه در یکی از عملیات ها که نیروهای خودی مسیر را گم کرده بودند و اشتباه رفته بودند ایشون در نیمه های شب شروع میکنند به سوت بلبلی زدن و بچه ها که با سوت ایشون آشنا بودند به سمت این صدا حرکت میکنند و باعث میشه عملیات با موفقیت انجام بشه…
ایشون سالها در مناطق عملیاتی شرکت داشتند و همیشه با این نوای زیباشون به رزمنده ها روحیه میدادند…
بسیار شوخ و سر زنده هستند …
جانباز جنگ تحمیلی هستند و سینشون پر هست از خاطرات جنگ …
سلامتیشون صلوات
کلیپی که پیش رو دارید شمال سخنرانی شهید مجید بقایی برای امام و شهدا و جانبازان هست و دیگر محتویات آن عکسهای شهید که شامل عکس با فرماندهان بزرگ جنگ عکس با علما عکسهای جنازه و تشییع جنازه شهید و همچنین مصاحبه با مادر شهید و همچنین مادر سردار شهید عبدالعلی بهروزی که در مورد مجید صحبتها می کند.
محسن رضایی برای تعریف مجید گفت: مجید فرمانده قوای اول کربلا بود قوای اول کربلا یعنی هفت لشکر از سپاه یعنی۴۵۰۰ هزارنفر فرمانده شان مجیدبقایی بود و سید یحیی صفوی در وصفشان فرمود: مجید بقایی عارفی مجاهد بود. کسی بود که ملت بهبهان در روز قیامت می بیند که چگونه چهره اش می درخشد.
کلیپی از زندگی نامه سردار شهید احمدرضا ابراهیمی متولد شهرستان خمینی شهر اصفهان
کنگره ملی سرداران و ۲۳۰۰ شهید شهرستان خمینی شهر
شهید «محمود مهاجر» متولد ۱۹ اسفند ۱۳۵۰ در تهران است. وی از دوران کودکی با همراه پدر و مادر در جلسات و هیئتهای مذهبی حضور پیدا کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج، به خیل عظیم بسیجیان پیوست و از هیچ کاری کوتاهی نکرد.
محمود در سال ۱۳۶۵ بعد از جراحت شیمیایی برادرش، برای حضور در عملیات «کربلای هشت» وارد میدان نبرد حق علیه باطل شد و در حالی که فرماندهی دسته ۲۲ نفره را بر عهده داشت، در این عملیات به شهادت رسید و مفقودالاثر شد.
پیکر مطهر این شهید دانشآموز بعد از گذشت ۲۵ سال در پی جستجو پیکر شهدا در شلمچه به میهن اسلامی بازگشت و در جمع شهدای قطعه ۲۶ بهشت زهرا(س) آرامید.
“شهید محمود مهاجر” یکی از چند شهیدی است که پیکر او همراه کاروان ۸۰ نفره شهدای تازه تفحص شده به دامان ملت ایران بازگشت. محمود مهاجر متولد ۱۳۵۰ استان تهران است. وی در سن ۱۵ سالگی و در عملیات کربلای ۸ سال ۶۶ به شهادت رسیده است. او یکی از ۱۲ شهید شناسایی شده از این ۸۰ شهید است که پیکر او سالها مفقود بوده است.
محمود بلافاصله پس از آنکه برادرش از جبهههای جنگ بعلت عارضه شیمیایی برمیگردد علاقمند اعزام به جبهه میشود. او به سبب سن کم خود اجازه ورود به جبهههای جنگ را نداشت. از پدرش اجازه میگیرد و در نهایت با جعل عنوان شناسنامه برادر خود احمد، راهی پایگاه اعزامی ابوذر و از آنجا راهی جنوب میشود. وی در عملیات کربلای ۸ درحالیکه فرمانده یک دسته ۲۲ نفره بوده است، به شهادت میرسد.
در میان شهدا،
عده ای نیز هستند که هم نام دارند و هم پلاک…
اما هنوز گمنام هستند…
گمنام در اذهان ما.
برای مطالعه زندگینامه، خاطرات و وصیتنامه ی شهید، به ادامه مطلب مراجعه کنید:
حاج احمد گفت: ندیده بودم امام پیشانی کسی را ببوسد/ وقتی از گردان چهارصد نفره هجده نفر برگشتند!
چهارصد نفر بودند که تپه «بردزرد» را فتح کردند. کار سختی نبود، اسیر هم گرفتند. اما سختی کار تازه بعد از مستقر شدن گردان فجر روی تپه شروع شد. عراق نمیخواست تپه را از دست بدهد؛ پاتک پشت پاتک! اما بچههای گردان فجر مقاومت کردند، آن هم بدون آب و غذای درست و حسابی. چهار پنج روز مقاومت کردند تا نیروی کمکی رسید و تپه حفظ شد. اما دیگر خبری از گردان فجر نبود؛ گردان شده بود گروهان و کمکم گروهان هم شده بود دسته؛ آخر از چهارصد نفر فقط ۱۸ نفر مانده بودند! آنقدر شهید زیاد شده بود که میگفتند تعداد اسرای عراقی از تعداد رزمندههای ایرانی بیشتر شده است! گردان رفته بود و دسته برگشته بود…
این یکی از اتفاقاتی بود که نام گردان فجر و فرماندهاش شهید مرتضی جاویدی را سر زبانها انداخت تا هر وقت کار گره میخورد یا قرار بود عملیات سختی انجام شود، نگاه فرماندهان جنگ بچرخد سمت آنها. از آنطرف هم خیلی از جوانهای شیرازی برای جبهه رفتن سر و دست میشکستند که به این گردان راه پیدا کنند.
اما مرتضی به این راحتیها کسی را راه نمیداد؛ شرایط خاص خودش را داشت. از تمرینهای ورزشی و رزمی گرفته تا تعهد گرفتن از رزمندهها که هر شب سوره واقعه را بخوانند.
مرتضی جاویدی فقط بین رزمندهها یا فرماندهان ایرانی معروف نبود. عراقیها هم حسابی او را میشناختند و هر چند وقت یکبار بلوف میزدند که «اشلو» را کشتهایم. اشلو لقبی بود که مرتضی پیدا کرده بود؛ اشلو مخفف «ان شی لونک» بود، به معنی حال و روزت چطور است؟! این لقب را هم بخاطر این به مرتضی داده بودند که…
شهید سید مجتبی علمدار مداح وذاکر اهلبیت عصمت و طهارت در ۱۱/۱۰/۱۳۴۵ به دنیا آمد و در ۱۱/۱۰/۱۳۶۴ مجروح ودر ۱۱/۱۰/۱۳۷۵ به فیض عظیم شهادت نائل آمد. گوشه ای از وصیتنامه شهید بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه می باشد ، باشند چون دشمنان اسلام کمر همت بستند و ولایترا از ما بگیرند و شما همت کنید متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند.
سردار شهید حاج «محمود شهبازی» جانشین لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)، خدمات بزرگی در دوران دفاع مقدس جهت آزادسازی خرمشهر انجام داد. وی روز دوم خرداد ماه ۱۳۶۱، در آستانه فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس، بر اثر اصابت ترکش خمپاره، به فوز عظمای شهادت نایل آمد.
من برمی گردم به منطقه تا سنگر خالی نباشد من برمی گردم و تا آنجایی که نفس دارم بکوشم این مزدوران عراقی را از کشورمان بیرون و در عراق سقوطشان بدیم، سخنان پرنده عاشقی که خود را برای اعتقادش فدا کرد