دکتر عباسی
استاد رائفی پور
فروشگاه سایت

جستجو




در اين سایت
در كل اينترنت

آمار

هم‌سنگران

>

پربازدیدترین مطالب

باوجود توصیه‌های کارشناس نظامی مناطق غرب کشور مبنی بر خطرات زیادی که پیش روی زائران قاچاقی کربلای معلی وجود داشت، حاج ناصر، سعید، علی و امید تصمیم گرفتند به هر قیمتی که شده راهی کربلا شوند. آنها به همراه جمعیت زیادی و مردی که بلد راه و قدری مرموز بود، به راه افتادند. بلد راه به زیادی جمعیت گله داشت و خطرات مسیر را به آنها گوشزد کرد، ولی همگی مشتاق زیارت بودند. تا اینکه در راه به دست کمین‌های مرزی دستگیر شده و به شهر برگردانده شدند. در میان جمعیت زائران، منافقان هم حضور داشتند که با هوشیاری مرد بلد شناسایی شدند و …

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :01 خرداد 1403 164 بازدیدبدون نظر »

سیاحت غرب – داستان زندگی  ارواح پس از مرگ به صورت صوتی را میتوانید از سایت کربلا دریافت نمایید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :25 اسفند 1402 2428 بازدیدبدون نظر »

https://zahra-media.ir/wp-content/uploads/2020/02/img_5e4d92183fc48.jpg

کتاب سیاحت غرب نوشته آقا نجفی قوچانی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :25 اسفند 1402 6935 بازدیدبدون نظر »

سید نواب پس از رهایی از دست مامورین شهربانی آبادان و سخنرانیش در مسجد و پیدا کردن نشانی کسروی راهی تهران و باشگاه ورزشی کسروی شده و پس از گفت‌وگو با او و اینکه در صورتی که دست از کارهاش بر نداره و توبه نکنه اونو تهدید به مرگ کرد. کسروی که تهدید سید نواب را جدی نگرفت، به کار خودش ادامه می‌ده تا اینکه سید نواب پس از کسب اجازه از علما راهی منزل او شد و در یک فرصت مناسب با اون درگیر می‌شه و کسروی مورد اصابت گلوله قرار می‌گیره که در همین زمان مامورین پلیس هم وارد ماجرا می‌شن و …
“مصلح آزادی ” در مورد زندگی نامه شهید نواب صفوی است از شروع مبارزات ایشان، زمانی که در نجف مشغول تحصیل بوده که با شنیدن چاپ کتاب شیعه گری به قلم کسروی و اقدام به کشتن او شروع می شود که در نهایت به شهادت نواب صفوی منجر می شود.این کار به شیوه مستند تاریخی تهیه شده است.
عوامل اجرائی این نمایش بسیار زیبا شامل:
نویسنده: مریم تاجیک
سردبیر: ندا هنگامی
صدابردار: علی حاجی نوروزی
افکتور: محمد رضا قبادی فر
کارگردان: رضا عمرانی
با هنرمندی بازیگران مرکز نمایش رادیو

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :20 بهمن 1402 2993 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :20 بهمن 1402 16945 بازدید۱ نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :20 بهمن 1402 5498 بازدید۳ نظر »

نمایش صوتی ماریه پیرامون وقایع بعد از رحلت رسول خدا(ص)و حمله بر قبیله بنی تمیم به جرم حمایت از از امامت ،وصایت و خلافت امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) و شهادت مردان و به اسارت رفتن زنان و کودکان با لینک مستقیم از سایت کربلا دریافت نمایید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :03 مرداد 1402 1427 بازدیدبدون نظر »

http://axgig.com/images/96321509745563619771.jpg

نمایش صوتی «توطئه»؛ نوشته: «زهرا دلیری»؛ بازیگران: «مهدی طهماسبی، عباس وفایی، سلمان خطی، رضا عمرانی، امیر زنده دلان»؛ صدابردار«محمد رضا محتشمی»؛ (این نمایش به بیان گوشه ای از داستان زندگی امام هفتم، امام موسی کاظم (ع) می پردازد)

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :17 تیر 1402 3444 بازدیدبدون نظر »
خدا بود و دیگر هیچ نبود

این کتاب مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌های شهید دکتر «مصطفی چمران» است.

شهید دکتر «مصطفی چمران» از آرزوها و رنج‌ها و شادی‌هایش سخن می‌گوید:
«خدایا نمی‌دانم تا کی باید بسوزم؟ تا کی باید رنج ببرم؟ دیگر رنج و عذاب برایم ناراحت‌کننده نیست و آزاد و رها زندگی می‌کنم. باید با علم و دانش همه تیره‌دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم.»
دستور «امام موسی صدر» برای انجام یک مأموریت به او رسید و خوشحال شد. مأموریت او به سمت برج حموت بود؛ برای اینکه وضعیت آنجا و مردمش را بررسی کند و به نجات آنان بشتابد. دکتر چمران در آنجا متوجه شد که فقر و گرسنگی بیداد می‌کند و مردم از شهر گریخته‌اند و آنها که مانده‌اند، شب و روز زیر بمباران دشمن قرار دارند. وی و همراهانش نزدیک بیمارستان کمین می‌کنند تا سر فرصت با جست‌وخیزهای سریع خودشان را به نقطه‌ی امنی برسانند. ناگهان در مقابل بیمارستان غوغایی برپا می‌شود. چمران صحنه‌هایی از مبارزات مسلمانان علیه رژیم اشغال‌گر قدس را توصیف می‌کند که پر از درد و شیون و بدبختی است. ترور و وحشت بر همه‌جا حکومت می‌کند و به‌زور سرنیزه و گلوله، انسان‌‌ها را تسلیم اوامر پلید خودشان می‌کنند.
دکتر چمران امیدوار است که خدای بزرگ به اشک‌های یتیمان و خون شهدا رحم کند و شرِ بیداد و ستم اسرائیل را از سرِ آوارگان منطقه بردارد.

*درباره کتاب:
کتاب «خدا بود و دیگر هیچ نبود» درواقع مجموعه‌ی تاریخ‌دار از دست‌نگاشته‌های شهید مصطفی چمران، بدون درنظرگرفتن موضوعی خاص است که فقط براساس زمان نگارش آنها دسته‌بندی شده است.
آنچه در این نوشته‌ها نمایان است حرکت شهید چمران در طول زندگی خویش (آمریکا، لبنان و ایران) در مسیر الهی و نشان‌دهنده حالات عرفانی و عاشقانه اوست.
در گزینش این دست‌نوشته‌ها موضوع خاصی مدّ نظر نبوده و از هر بابی و هر بحثی، فقط به صرف اینکه زمان نگارش با تاریخ مشخص شده باشد، گزینش شده است.
بنابراین، این مجموعه، نوشته‌های تاریخ‌دار دکتر چمران است که در طول سالیان دراز، درباره‌ی مطالب متعدد و در جاهای گوناگون نگاشته شده است.

*درباره‌ی نویسنده:
«مصطفی چمران ساوه‌ای» (۱۰ مهر ۱۳۱۱ تهران – ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ دهلاویه) معروف به «دکتر چمران» و «شهید چمران»، فیزیک‌دان، سیاست‌مدار (عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران)، وزیر دفاع ایران در دولت «مهدی بازرگان» و دولت موقت شورای انقلاب، از همراهان امام موسی صدر در تشکیل جنبش امل (لبنان)، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، از فرماندهان ایران در جنگ تحمیلی و بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جریان جنگ عراق و ایران بود.
وی در دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در رشته الکترومکانیک به پایان برد. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و درجه دکتری در فیزیک پلاسما کسب کرد. پس از گذراندن آموزش‌های نظامی در مصر، به لبنان رفت و به همراه امام موسی صدر، در تشکیل جنبش امل نقش مؤثری داشت و از فرماندهان آن بود.
چمران در زمان تحصیل در دانشگاه تهران، در درس ترمودینامیک، شاگرد مهدی بازرگان بود. آشنایی او با بازرگان، عامل مهمی در ورود او به عرصه‌ی سیاست به‌شمار می‌رود.
وی در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد در سازمان نهضت مقاومت ملی، زیر نظر افرادی چون مهدی بازرگان، سیدرضا زنجانی و آیت‌الله سید محمود طالقانی فعالیت می‌کرد.
در زمان تحصیل در خارج از ایران، او به همراه «ابراهیم یزدی»، «دکتر علی شریعتی» و «صادق قطب‌زاده»، شاخه خارج از کشورِ نهضت آزادی ایران و همچنین انجمن اسلامی دانشجویان ایران (در آمریکا) را تأسیس کرد.
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ چمران به ایران بازگشت و در دولت بازرگان، مدتی وزارت دفاع را برعهده داشت. وی در دوره‌ی نخست مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد.
چمران، با شروع جنگ، به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان‌گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در ۳۱ خردادماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد، براثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش، در ۴۹ سالگی به شهادت رسید.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :31 خرداد 1402 825 بازدیدبدون نظر »
پرنده بی‌قرار

مصطفی چمران برای ادامه‌ی تحصیل با بورسیه دانشگاه تهران به آمریکا می‌رود، اما درآنجا به دلایلی بورسیه او لغو می‌شود.

چمران به همراه برادرش در کارگاه جوراب‌بافی پدر کار می‌کنند. او قصد دارد برای گذراندن دوره پایانی تحصیلات در مدرسه‌ی دارالفنون ثبت نام کند، اما اوضاع مالی پدر آنقدر خوب نیست که بتواند سالانه مبلغ هشتصد تومان شهریه پرداخت کند. رئیس دبیرستان بعد از گرفتن آزمون ورودی و پی بردن به هوش سرشار و استعداد مصطفی، حاضر می‌شود مبلغ شهریه را به نصف کاهش دهد. اما پرداخت همین مبلغ نیز برای پدر دشوار است و با پیشنهاد رئیس دبیرستان، مصطفی به جای پرداخت بقیه شهریه موظف می‌شود به دانش‌آموزان ریاضی تدریس کند.
***
مصطفی که در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد و تحت تربیت آموزه‌های دینی قرار گرفت. شب‌های جمعه در مجالس سخنرانی آقای راشد در مسجد ارگ حاضر می‌شد.
او پس از مدتی به پیشنهاد یکی از دوستانش تصمیم گرفت به مسجد هدایت برود و از سخنان آیت‌الله طالقانی بهره‌مند شود. پس از مدتی برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در یکی از دانشگاه‌های تگزاس مشغول به تحصیل شد.
در همان روزها چمران خبردار شد که محمدرضا پهلوی قرار است برای دیدار از ایالت واشنگتن به آمریکا برود و این بهترین موقعیت بود تا او بتواند فریاد اعتراض مردم را به خانواده پهلوی برساند؛ بنابراین تظاهراتی علیه محمدرضا ترتیب داد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :31 خرداد 1402 619 بازدیدبدون نظر »
ادامه مطلب
تاريخ :31 خرداد 1402 730 بازدیدبدون نظر »

در این کتاب بخشی از زندگی‌نامه‌ی شهید «مصطفی چمران» به شیوه‌ی داستانی روایت شده است.

درباره‌ی کتاب
«شهید مصطفی چمران» مدتی برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا سفر کرد، اما با وقوع جنگ تحمیلی، برای دفاع از میهن، به ایران بازگشت. وی به سِمت وزارت دفاع منصوب شد و شخصاً در جبهه حضور پیدا کرد. وی همچنین برای سرکوب افراد ضدّ انقلاب در کردستان عازم آن‌ منطقه شد و سپس به خوزستان رفت و در همان‌جا با اصابت خمپاره به درجه‌ی رفیع شهادت رسید.

«اینجا چه می کنی گل سرخ» دربرگیرنده‌ی هشت داستان کوتاه مستقل، با نام‌های «تو نابغه‌ای»، «کلاس خونی»، «خداحافظ»، «اینجا آمریکاست»، «گوش کن چمران»، «بزرگِ کوچک»، «خدایا احساس مرا سنگ کن» و «اینجا چه می‌‌کنی گل سرخ» است.

درباره‌ی نویسنده
«اصغر فکور» متولد ۱۳۴۳ است. از کتاب‌های اوست: «چهلمین نفر»، «چراغ صبح»، «مردی با چفیه سفید»، «خوب من»، «سرزمین من».

* کتاب:
اینجا چه می‌کنی گل سرخ؟ زندگی‌نامه‌ی داستانی شهید مصطفی چمران
مؤلف: اصغر فکور
ناشر: نشر شاهد
تعداد صفحات: ۱۲۸
سال چاپ: ۱۳۸۷

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :31 خرداد 1402 911 بازدیدبدون نظر »

https://www.zahra-media.ir/wp-content/uploads/2014/01/17117.jpg

کتاب صوتی «دا» بر اساس خاطرات: سیده زهرا حسینی تالیف: سیده اعظم حسینی«”دا” در زبان کردی به معنای مادر است.
این کتاب مجموعه خاطرات”سیده زهرا حسینی دختر این خانواده است که از دوران کودکی اش در عراق و همچنین حوادث روزهای آغاز جنگ
و مشاهداتش از اشغال خرمشهر و پس از آزادی خرمشهر است»

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :28 اسفند 1401 10062 بازدیدبدون نظر »

این کتاب گویا، روایت سه قصه‌ی کوتاه از زندگی فرماندهان شهید «مهدی باکری» و «حسین خرازی» است.

* قدم بر بال فرشتگان: «جیران» کوچولو گریه می‌کند و از پدرش می‌خواهد که همراه او و مادرش به میاندوآب برود. ولی پدرش می‌گوید که باید مراقب عمومهدی باشد؛ چراکه از وقتی که عموحمیدش شهید شده است، دیگر حال‌‌وروز خوبی ندارد. سپس پدر قصه‌ی جبهه و جنگشان را برای جیران تعریف می‌کند.

* عاشق نستوه: «سیمین» درحالِ تحقیق‌‌کردن درباره‌‌ی «شهید حسین خرازی» است. رزمنده‌ای که در عملیات‌های مختلف در جبهه خوش درخشیده است. او فرمانده‌‌ی عملیات‌های متفاوتی بود و سرانجام در سن ۲۹ سالگی به شهادت رسید.

* اطلسی: «حاج حسین خرازی» فرماندهی است که با رفتار خود به رزمندگان درس تقوا و درستکاری می‌دهد. او به گروهی که برای گرفتنِ غذای بیشتر، تعداد نفرات سنگرشان را (به‌‌دروغ) بیشتر اعلام کرده‌اند، یاد می‌دهد که این کار اشتباه و دریافتِ غذای اضافه به این روش، حرام است.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :24 اسفند 1401 949 بازدیدبدون نظر »
هلت ها نام تو را می خوانند

«هلت‌ها نام تو را می‌خوانند» زندگی‌نامه‌ی داستانی فرمانده‌ی شهید «مرتضی ساده‌میری» است که محمدرضا بایرامی آن را نوشته و نشر شاهد منتشر کرده است.

نویسنده در این کتاب، با مرور خاطرات دوران دفاع مقدس، از رشادت‌های عشایر روایت می‌کند. شهید مرتضی ساده‌میری، سردار بزرگ جبهه‌ی ایلام و مهران، قائم‌مقام فرمانده‌ی گردان ۵۰۲ امام حسین(ع) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بعد از مدتی کوتاه که در جبهه ماندگار شد، به خاطر مهارتش در شناسایی تپه‌های یک‌شکل بیابان‌های اطراف مهران و دهلران، به «مرتضی هلّتی» شهرت یافت.
مرتضی هلتی در سال ۱۳۶۹ در ارتفاعات قلاویزان، در عملیاتی در خاک عراق، با آتش گلوله‌ی نیروهای عراقی به شهادت رسید.

* هلت‌ها نام تو را می‌خوانند، نویسنده: محمدرضا بایرامی، نشر شاهد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :14 اسفند 1401 504 بازدیدبدون نظر »
عروس آسمان
زندگی و خاطرات بانوی شهید، طاهره هاشمی.

در این کتاب با زندگی و خاطرات بانویی نوجوان آشنا می‌شویم که عمر کوتاه، اما پرباری داشت. طاهره هاشمی در غروب روز ششم بهمن سال ۱۳۶۰، درحالی که چهارده بهار بیشتر از عمرش نمی‌گذشت، در درگیری خونین گروه‌های معاند با نیروهای بسیج و مردمی، شهید شد.

* عروس آسمان، نویسنده: وجیهه علی‌اکبر سامانی، نشر شاهد.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :13 اسفند 1401 428 بازدیدبدون نظر »
چشم بیدار

این کتاب، زندگی‌نامه‌ی داستانیِ شهید «محمود امیرخانی» است که از لابه‌لای تعدادی گفت‌وگو بازآفرینی شده است.

«محمود امیرخانی» در سال ۱۳۲۹ در مشهد به‌دنیا آمد. او پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، برای ادامه‌ی تحصیل راهی کشور فیلیپین شد. دو عامل سبب ماندن او در این کشور شد: در فیلیپین علاوه بر تحصیل، موفق به تشکیل انجمن اسلامی دانشجویان فیلیپینی شد و با الهام از نهضت اسلامی کشورش، علیه دستگاه حاکم فیلیپین به مبارزه پرداخت.
امیرخانی در دوران دفاع مقدس در چندین عملیات‌ شرکت کرد: در تنگه‌ی چزابه جنگید؛ در عملیات طریق‌القدس به قلب دشمن زد؛ در عملیات رمضان دلاورانه جنگید و در فتح خرمشهر حضوری شجاعانه داشت.
او سرانجام در ۱۶ مهر ۱۳۶۱ در جبهه‌ی سومار، هنگامی که فرماندهیِ تیپ جوادالائمه را به‌عهده داشت و مشغول بررسی نقشه‌ی عملیاتی حمله‌ی «مسلم بن عقیل» بود، به درجه‌ی رفیع شهادت رسید.

* چشم بیدار، نویسنده: جلیل امجدی، نشر شاهد، ۱۳۹۱.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :13 اسفند 1401 420 بازدیدبدون نظر »
نامه‌ای به یک جانباز

این کتاب، دربردارنده‌ی نامه‌هایی است که افراد متعدد برای پاس‌داشت مقام جانباز نوشته‌اند.

برادر جانباز سرافراز و عزیزم
سلام
سلام بر تو، وارث میراث اجدادمان که اباالفضل گونه نظاره‌گر فروغ خورشید شدی و با چشمان خون‌فشانت طلیعه ظفر را در بامداد صلح و رهایی کاشتی تا مردان خدا را مسجود فرشتگان کنی. تو منبع فیاض فریاد بودی. تو چراغ‌دار راه پرتلاطم ناامیدانی.
سلام من تو را چه حاصل که در برابر عروج معرفت بی‌پایان تو بسی اندک است. تو چشمه‌سار ایمانی، شوکت هر بهاری و پرچم هر پیروزی. تو با چشم روشنت زیبایی‌ها را می‌بینی، زیرا چشمان تو چلچراغ زخم یاران شهیدت شده است. تو جوانه‌های وجود یاران بی‌قرارت را سیراب کردی تا تشنگی را تجربه نکنند. طوفان از طنین گام‌های باوقار تو از حرکت می‌ایستد، وقتی چون آذرخش بی‌تاب در خون و دود و آتش اسوه جان‌نثاران شدی. تو با لبیک یا خمینی‌ات استمرار حرکت رسولان را تایید کردی تا چند صباحی در این دنیای فانی رحمت ایزد منان را جلوه‌گر باشی.
ای سرو آزاده، ای سروقامت مهربان که این‌چنین در انتظار غرش بارانی، استوار باش و چشم دل باز کن. با صلابت همیشگی‌ات برخیز و تیر بر فرق دشمن بزن و با فریاد و زبان آشنای خود از صلابت شهیدان بگو. ای قاصد خوش‌بوی، ای که به منتظران نور پیام شوق دادی، بدان که تنها نیستی. هیچ زمان تنها نبودی و اکنون نیز تنها نیستی. ما تو را چون تک‌سواران وادی نور تا بهار انتظار بدرقه خ

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاريخ :12 اسفند 1401 574 بازدیدبدون نظر »

صفحات

دسته بندی

اسکرول بار

تصویر ثابت