مجموعه تلویزیونی «خط مقدم» بهکارگردانی شهریار بحرانی و تهیهکنندگی مجید حقی؛ به بخشی از دوران حساس و پرالتهاب سالهای ۶۳ تا ۶۵ دفاع مقدس میپردازد و محوریت آن درباره شهید طهرانی مقدم است.
- کارگردان: شهریار بحرانی
- تهیه کننده: مجید حقی
- بازیگران: حسین عارف، حسام حسنی، بهراد رحمانی، آفرین عبیسی، غزاله اکرمی، بهزاد خلج و عطاءالله سلیمانیان در این مجموعه نمایشی بازی کردهاند.
- خلاصه داستان: در خلاصه داستان مجموعه تلویزیونی «خط مقدم» آمده است: «این فیلم سرگذشت مردان بلندبالایی است که پس از پاییز ۱۳۶۳ با تلاش و مشقت، در روزگار تنهایی و مظلومیت، مجاهدانه جنگیدند».
بچه های گروهان بلال نام گروهان مهندسی رزمی است که نیروهای آن را نوجوانان تشکیل می دهندکه همگی راننده لودر و بلدوزر هستند. رحیم جانبازی است که فرماندهی این گروهان را به ناچار و به سودای رفتن دوباره به خط مقدم جبهه پذیرفته است…
سریال «آتش در گلستان» داستان «طاهره دباغ» است که او را با لقب مادربزرگ انقلاب می شناسند. او چریک مسلح و زندانی سیاسی در زمان حکومت پهلوی بود.
سریال انیمیشن “سلام بر ابراهیم” درباره شهید ابراهیم هادی ملقب به «علمدار کمیل» است و سلحشوری ها و رشادت های این سرباز امام خمینی (قدس سره) را روایت می کند.
پهلوان بسیجی ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
داستان سریال مدافعان شهر :
(پایانی): صحبتهای حیات قاسم نژاد، سردار قدرت الله احمدیپور، محمد نظر عظیمی، مجتبی مهدی خانی، قدرت الله حسنی و ماشالله پر نور (از مدافعان شهر)
عراقیها در کیلومتر ۴ گیلانغرب بودند. مردم و سربازها کمکی نداشتند، خیلیها به شهادت رسیدند. شخصی به نام جمیل عباسی که از نیروهای عراقی بود، چند نفر از اسرای ایرانی را نجات داد. در نهایت مردم با همکاری یکدیگر پیروز شدند و به عراقیها اجازه تصرف شهر را ندادند. عراقیها شکست خورده و در ۵ آبان ۵۹ مجبور به عقبنشینی شدند.
در پایان تصاویری از سردار محمد پاکپور، سردار محمد نظر عظیمی، قدرت الله احمدیپور، قدرت الله حسنی، غفار قادری، جوهر جوانبخش، مجتبی مهدی خانی، امیر محمدعلی طاهری، حیات قاسم نژاد، جمیل عباس، ابراهیم زنگنه، ماشالله پرنور، خسرو امینی (پاسدار)، علی اشرف پیرو (از مدافعان شهر) و تصویر مادر شهید صفر خوش روان نشان داده میشود.
فیلمبرداری این سریال در مناطق قصرشیرین، گیلانغرب، نفت شهر و سومار استان کرمانشاه انجام شده و مقاومت مردمی شهرستان گیلانغرب را در پی حمله رژیم بعثی عراق به تصویر میکشد.
برای نگارش سریال «مدافعان شهر» ۳۰۰ مصاحبه با فرماندهان و پیشکسوتان دفاع مقدس صورت گرفته و همچنین از مصاحبههای فرماندهان ارتش بعث که در آرشیوها موجود بوده فیلمنامهای براساس واقعیت توسط محمدحسن عموری نگاشته شده است.
چندین ماه قبل از تجاوز رسمی عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، در تیر ماه همان سال توپخانه عراق به صورت پراکنده اقدام به گلوله باران روستاهای مرزی استان کرمانشاه کرد. در ۳۱ شهریور همزمان با تجاوز در جنوب، چندین لشگر عراق با اشغال شهرهای نفت شهر، قصر شیرین، سومار و سرپل ذهاب،به طرف شهرستان گیلانغرب حرکت کردند که با مقاومت مردمی روبرو شدند.
در این فیلم ۱۰۰ بازیگر توانمند از کشور در کنار بازیگرانی از استان کرمانشاه به ایفای نقش پرداختهاند که از این میان میتوان به جعفر دهقان (شهید قدرتالله پیرزادفر)، کاوه خداشناس (شهید علی ابراهیمزاده)، رسول عیسیمنش (شهید برزو احمدی)، امیر پرویزی (شهید صفر خوشروان)، مسعود محمدی (شهید علی اکرم پرماه)، بنیامین ایثاری (حیات قاسمنژاد)، مهران عبدالله نژاد (قدرتالله احمدیپور)، زهرا نادری (شهیده نصرت بسیطی)، مهدی گل محمدی (مجتبی مهدیخانی)، پیام حسن خانی (شهید حسین بسیطی)، جواد صفری (شهید منوچهر عباسی)، کیومرث زرانگوش (شهید کاوه احمدزاده)، یاسر عیسیمنش (جمیل عباس ابراهیم زنگنه)، زهرا نادری، مهشید جوادی و … اشاره کرد.
برخی از عوامل سریال «مدافعان شهر» عبارتند از: تیتراژ: سلاله سلیمی طاری، طراح گریم: حامد علی بخشی، طراح صحنه و لباس: محمود نهضت سرشت، مدیر جلوه های ویژه بصری و اصلاح رنگ: بهمن قهاری، تدوین: بهمن قهاری، مدیر صدابرداری: آرش برومند، مدیر تصویربرداری: فرهاد طالبی نژاد، طراحی و ترکیب صدا: پیمان شاه محمدی، مدیر پروژه: سرهنگ پاسدار سعید حسنی، تهیه کنندگان: حمیدرضا راوش و علی فاتحی، نویسنده و کارگردان: محمد حسن عموری.
منصور قاسمی یکی از فرماندهان برون مرزی سپاه در جریان حمله نیروهای دشمن موجی و دستگیر می شود. عراقی ها برای شناسایی فرمانده اسرا (منصور قاسمی) فردی را به جاسوسی در میان آن ها اجیر می کنند. جاسوس که بطور اتفاقی در جریان مکالمه منصور و همسرش او را شناسایی کرده بود توسط منصور کشته می شود – عراقی ها با کشته شدن نیروی نفوذی خود و همچنین بی نتیجه ماندن شناسایی فرمانده – شکنجه اسرا را تشدید کرده و سهمیه آب اردوگاه را قطع می کنند. برادر همسر منصور در جریان شکنجه عراقی ها به شهادت رسیده و همسر منصور (زینت) که به اسارت دشمن درآمده بود؛ به منظور شناسایی منصور به میان اسرا آورده می شود. زینت پس از جستجوی اسرا منصور را می یابد، اما وقتی با جنازه برادر شهیدش مواجه می شود او را منصور قاسمی معرفی می کند.
وحید در حال ساختن یک فیلم جنگی است، او از علی دوست آهنگسازش دعوت کرده تا با دیدن قسمتهایی از فیلم که آماده شده آهنگی بسازد اما علی نمی تواند با فیلم ارتباط درستی پیدا کند. علی به قصد آشنایی با فیلم به همراه وحید به محل فیلمبرداری می رود اما ناگهان هر دو با رفتن به یکی از خاک ریزهای ساخته شده، خود را در قلب سنگرهای واقعی جبهه، در منطقه ی چزابه می یابند. وحید از این حضور خشنود است اما علی از بودن در این منطقه با خطرهای زیادش راضی نیست و طاقت دیدن صحنه های واقعی جنگ و کشته شدن جوانان را ندارد. وحید با دیدن بهروز، صمد، فرمانده حسن کاوه و مراد چلچراغ و مرتضی و بقیه همرزمانش به کمک آن ها می رود، اما بالاخره آن ها به دوران حال و به محل فیلمبرداری فیلم وحید برمی گردند.
نجلا برای عبد شرط می گذارد برای اینکه به او پاسخ مثبت دهد باید به او به زیارت اربعین برود اما عبد و عطا در عراق دستگیر می شوند و نجلا و بقیه فرار می کنند. دستگیری عبد و عطا مصادف می شود با سال ۱۳۵۸ درست یک سال قبل از جنگ تحمیلی که در ادامه فیلم به جنگ هشت ساله و حصر آبادان و اشغال خرمشهر می رسد.
یک رزمنده به نام ناصر به همراه سه تن از همرزمانش (احمد- قاسم و محمد) برای عملیات گشت و شناسایی به جبهه اعزام می شود. ناصر حلقه ی ازدواجش را به عاطفه که تازه به عقد او در آمده می دهد و عازم می شود. در جبهه برای انجام مأموریت ناصر و همرزمانش به وسیله ی یک راهنمای محلی از راه مخفی ادامه مسیر می دهند اما راهنمای محلی توسط عراقی ها کشته می شود و گروه مجبور می شود از راه اصلی به شناسایی برود. مأموریت که انهدام یک پل تدارکاتی در مسیر یک گذرگاه است، به خوبی انجام می گیرد، اما قاسم و محمد که از لباس مبدل عراقی ها استفاده کرده بودند به عنوان نظامیان خاطی به جوخه ی اعدام سپرده می شوند، ناصر بعد از شکنجه شدن توسط دو عراقی ناراضی موفق به فرار شده و احمد نیز فرار می کند اما بعد از نجات ناصر به دلیل بیماری، جانباز مجهول الهویه شناخته می شود، اما احمد او را شناسایی می کند و ناصر بهبود می یابد و عاطفه حلقه ی ازدواج را به ناصر هدیه می دهد.
خلاصه داستان: مینی سریال آخرین نفس هایم روایت داستانی از گردان غواصان ۸ سال دفاع مقدس است که پس از چند سال، تعدادی از رزمندگان این گردان همدیگر را پیدا می کنند که هر کدام در شغل و حرفه و جایگاه اجتماعی خاصی غرق شده اند و این آشنای جرقه ای در زندگی آنان است و…..
یک گردان نیروهای ایران در محاصره ارتش دشمن قرار میگیرد و ارتباط آن با قرارگاه مرکزی قطع میشود چهار نفر از رزمندگان گردان انتخاب میشوند تا برای درخواست کمک خود را به قرارگاه برسانند از آن میان سه تن شهید میشوند و یکی خود را به قرارگاه میرساند. فرمانده گردان نیز برای تهیه آب آشامیدنی سربازان زخمی محاصره دشمن را میشکند، اما شهید میشود. قوای کمکی سر میرسد و پس از مقابله با دشمن بقیه افراد گردان را نجات میدهد. در این فیلم صحنههای جبهه حق علیه باطل با صحنههای عاشورا به هم پیوند خورده و حس شهادت در راه خدا را به خوبی به نمایش میگذارد. …
پرواز در شب فیلمی در ژانر دفاع مقدس به کارگردانی و نویسندگی رسول ملاقلی پور ساخته سال ۱۳۶۵ است. از نظر تکنیکی نظیر فیلمبرداری و نورپردازی این فیلم نسبت به سالی که در آن ساخته شده است، از کیفیت خوبی نیز برخوردار است. این فیلم اقتباسی از شهادت شهید ابراهیم هادی می باشد.
یک هواپیمای عراقی در منطقه کانی مانگا ـ واقع در کردستان ایران ـ سقوط می کند و خلبان آن که جان سالم بدر برده می گریزد. گروهی تکاور زیر نظر سروان یاوری مأمور می شوند تا خلبان را به اسارت درآورند. یکی از گروه های مسلح مخالف جمهوری اسلامی به سرکردگی «کاک هوشنگ» وارد کارزار می شود تا خلبان را نجات بدهد. تکاوران با اعضای گروه مسلح درگیر می شوند و خلبان عراقی را دستگیر می کنند. هلی کوپترهای عراقی برای مقابله به منطقه اعزام می شوند و با هلی کوپترهای ایرانی نبرد هوایی را آغاز می کنند. درگیری به سود نیروهای ایرانی خاتمه می یابد و هوشنگ قبل از مرگ اعتراف می کند که برادر یاوری، دوست دیرینش، را به دلیل خودداری از همکاری با گروهش کشته است.
خلاصه:
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود.
.
پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.
.
بازیگران:
پارسا پیروزفر، کامبیز دیرباز، لاله اسکندری، اکبر عبدی، جهانگیر الماسی، محمدرضا هدایتی، سحر جعفری جوزانی، رضا شفیعی جم، گلاره عباسی، ماه چهره خلیلی، هومن سیدی، سام درخشانی، سعید راد، سیما تیرانداز، هادی کاظمی، مصطفی زمانی، ارسلان قاسمی و…
مجموعه جاودانگی پیرامون زندگی شهید بزرگوار مهندس محمد جواد تندگویان وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران در دولت شهید رجائی است که در سال ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای بعثی عراقی در آمد و پس از تحمل شکنجه های فراوان درطول ۱۱ سال اسارت به دست نیروهای بعثی به شهادت رسید و در سال ۱۳۷۰پیکر پاکش به ایران باز گردانده شد.
در سریال جاودانگی، محمدمتین اوجانی نقش شهید تندگویان را بازی میکند. از دیگر بازیگران این سریال میتوان به حنانه شهشهانی، کتانه افشارنژاد، مجید حاجیزاده، فرداد صفاخو، امیرمحمد زند، عزتالله جامعی و آتوسا راستی اشاره کرد.
کارگردانی این سریال فاخر را اقای اکبر منصور فلاح بر عهده دارد.
پس از تصرف شهر مهران توسط نیروهای عراقی، فرماندهی کل قوا دستور آزاد سازی مهران را صادر می کند. قرار بر این می شود که حاج احمد امین با به راه اندازی جنگ های غافلگیرانه در یکی از محورهای جزایر مجنون توجه نظامیان عراقی را جلب کند. رضا، معاون حاج احمد، که از نقشه بی اطلاع است، به دلیل حضور وسیع نیروهای عراقی با حاج احمد و نیروهای تبلیغاتی درگیر می شود. پس از حمله ی نظامیان عراقی و کشته و مجروح شدن عده ای از رزمندگان، رضا به نشانه ی اعتراض به فرماندهی حاج احمد به مقر فرماندهی می رود. یک نظامی عراقی طرفدار جمهوری اسلامی خود را به حاج احمد می رساند و از حمله ی قریب الوقوع عراقی ها خبر می دهد. رضا در مقر فرماندهی خبر آزادسازی مهران را می شنود و دلیل فعالیت تبلیغاتی و جنگ های روانی حاج احمد را درمی یابد. همزمان با حمله ی نظامیان عراقی رضا با گروهی رزمنده به خط مقدم بازمی گردد؛ اما وقتی حاج احمد را می یابد که صفوف عراقی ها در هم شکسته شده و حاج احمد به سختی مجروح شده است.
گروهی بسیجی در اسارت سربازان دشمن هستند. تلاش آنها برای فرار به دلیل پاره ای اختلاف نظرها بی نتیجه مانده است؛ تا اینکه یک اسیر مجروح به اردوگاه آنها آورده می شود و او می گوید که پیش از دستگیری اطلاعات و اسناد مهمی را در منطقه ای خارج از اردوگاه مخفی کرده که اطلاع از آنها برای نیروهای رزمنده مهم است. به نیروهای دشمن دستور می رسد که منطقه اشغالی را تخلیه کنند و فرمانده دشمن به معاونش مأموریت می دهد که اسرا را قتل عام کند. اما معاون فرمانده از اجرای فرمان سرپیچی می کند و دستور کشتار دسته جمعی اسرا را به گوش آنها می رساند. در موقع اجرای حکم بین اسرا و سربازان دشمن درگیری پیش می آید و گروهی از اسرا موفق به فرار می شوند. پس از تعقیب و گریز یکی از اسرا جان سالم به در می برند و اطلاعات مورد نظر را به نیروهای خودی می رساند.
خلاصه داستان:
نسخه سریالی فیلم ایستاده در غبار روایتگر زندگی جاوید الاثر سردار حاج احمد متوسلیان است که شش مقطع دوران کودکی، مبارزات پیش از انقلاب، ورود به سپاه، آغاز جنگ تحمیلی و تمرکز در منطقه کردستان، فتح خرمشهر و حضور در کشور لبنان و ربایش او توسط رژیم صهیونیستی را شامل می شود…
بازیگران:
هادی حجازی فر، امیرحسین هاشمی، ابراهیم امینی، عماد محمدی و سوده ازقندی