بابا عقیل و پسرش رحمت راهی جبهه شده اند. رحمت به خط مقدم منتقل شده و بابا عقیل به علت کهولت سن پشت جبهه مانده تا در انبار نان خدمت کند. بابا عقیل موقع مراجعت برای رحمت پیغام می فرستد تا او را ملاقات کند، اما با شروع حمله دشمن رحمت فرصت نمی یابد که به پشت جبهه حرکت کند. بابا عقیل تصمیم می گیرد به خط مقدم برود. یک جوان بسیجی به نام ناخدا مولایی با قایق موتوری با او همراه می شود، اما هر بار مانعی در راه دیدار پدر و پسر به وجود می آید. آن دو وقتی تصمیم می گیرند به پشت جبهه باز گردند قایقشان خراب می شود و به ناچار با یک بلم معمولی حرکت می کنند. مه غلیظ موجب می شود که آن دو گم شوند. بلم آنها وارد آبراهی می شود که در دو سویش نیروهای خودی و دشمن قرار گرفته اند. با شروع درگیری مولایی به تیر سربازان عراقی زخمی می شود و پدر و پسر یکدیگر را می یابند.
خلاصه داستان فیلم دل و دشنه :
«سحربانو» یک دختر ایلیاتی است. او تصمیم گرفته است به خاطر شهادت برادرانش در جنگ تحمیلی هفت سال سیاهپوش باشد. مردم ایل که نگران «سحربانو» هستند. در مراسم سنتی «سیاه بردارون» با آوردن هدایایی از او میخواهند که لباس سیاه را از تن به در آورد، تا خواستگارانش بتوانند پا پیش بگذارند. برخلاف میل «سحربانو» جشن خواستگاری بر پا میشود و هفت خواستگارش برای جلب رضایت او در یک مسابقه تیراندازی سوارکاری به رقابت میپردازند. از سوی دیگر در همین زمان هفت مزدور به سرکردگی «ریش قرمز» برای تصاحب گنجی وارد قلمرو آنها میشوند و پدر «سحربانو» به قتل میرسد و…
لیست عوامل فیلم سینمایی دل و دشنه :
گروه فیلمبرداری: تورج منصوری …. فیلمبردار سعید صادقی …. عکس گروه تدوین: حسین زندباف …. تدوین گروه صحنه و لباس: ملک جهان خزاعی …. طراح صحنه و لباس گروه موسیقی: مجید انتظامی …. آهنگساز گروه صدا: ساسان باقرپور …. صدابردار گروه چهره پردازی: ثریا خرمی …. طراح چهره پردازی گروه تدارکات: محمود محمدطائمه …. تدارکات نظامی سایر عوامل: ایرج گل افشان …. ساخت آنونس محمدعلی حدت …. طراح پوستر
بازیگران فیلم دل و دشنه :
ساغر باصری شهرام زرگر محمد متوسلانی توران مهرزاد فردوس کاویانی احمدرضا اسعدی منوچهر آذر میرصلاح حسینی هوشنگ منصورخاکی ولیالله مومنی امیرحسین خان شهری محمدجواد بخشی زاده اصغر رحمانی افشین ستایشگر محمد تهامی نژاد جواد روشنایی زینت هوشیار
در اسطوره ی ایرانی، زن «زهره» است و «زهره» نگاهبان آتش خانه! یعنی زن به جامعه ی ایرانی، از تاریخ اسطوره تا واقعیت جاری، به جان ایران، گرما و زندگی داده است. یکی از بارزترین جلوه های گرما و زندگی بخشی زن ایرانی، سالهای پایداری ملی در برابر تجاوز دشمنان ایران و ایرانی ست. یعنی سالهای دفاع مقدس! «زخم شانه حوا» روایتگر حماسه سازی، اسطوره پروری و در عین حال زخمهای پیدا و پنهان مادران سترگ ایران زمین در هشت سال دفاع مقدس است و نیز «زخم شانه حوا» می کوشد آینه ای روشن و شفاف-گرچه کوچک-در برابر روح بزرگ مادرانی باشد، که اگر نبود حماسه ی مقاومت و البرز پایداری آنها، اکنون مام میهن در چنگال اهریمنان متجاوز، بدترین روزگار خود را سپری می کرد!
بازیگران: مهدی احمدی، یوسف جوکار، بهرام زندی، محمدابراهیم جعفری، حمید فرخ نژاد، لوون هفتوان، بهناز رودانی، علی گله دری، رضا پژوهی، عبدالرضا باغبان …
خلاصه داستان فیلم سینمایی در کوچه های عشق:
جوانی بیست و چند ساله که در آغاز جنگ همراه خانواده اش از آبادان مهاجرت کرده است، پس از پایان جنگ با پدرش به آبادان بازگشته و با دیدن شهر و خانه شان که ویران شده، در بازگشت قطعی به شهر مردد است. طی روزهایی که پدر برای ترمیم خانه ویرانشان اقدام می کند. جوان که در کوچه های خالی شهر تنهاست به دوستان کودکیش و بازی و عشق ها و شیطنت هایشان می اندیشد. پیرمردان صبوری را ملاقات می کند که همه مصائب جنگ را تحمل کرده اند و در شهر مانده اند و بالاخره شاهد حقارتی می شود که مهاجران در شهرهای دیگر برخود تحمیل کرده اند. جوان بالاخره تصمیم به بازگشت قطعی می گیرد. در آبادان، از کودکان دیروز، آنها که مانده اند، جوان و شکوفا شده اند و کودکان امروز میان ویرانی ها به بازی می پردازند و زندگی همچنان ادامه دارد…
خلاصه داستان : هنگام موشک باران تهران خانه ای بر اثر برخورد موشک ویران شده و دچار حریق می گردد….
«حجت » که تنها برادرش را در جنگ از دست داده است از اینکه در سال های آخر در کنارش نبوده رنج می برد و برای تسلی خاطر خود تابلویی را به یاد او سفارش می دهد. به زودی شرکتی که حجت با موفقیت اداره اش می کرد، دچار مشکل مالی می شود. تلاش او برای رفع این مشکل فرصتی فراهم می آورد تا به گذشته برگردد و زندگی خود و برادرش را مرور کند.
رعنا که مدتهاست منتظر بازگشت همسرش (حبیب) از جبهه است، حین نگهداری از پدر پیرش به وی در کار چراغ سازی نیز کمک می کند. این در حالی است که مردی به نام رحمت نیز خواستگارش است…
کارگردان: پناه بر خدا رضایی
فیلمی به کارگردانی مجتبی راعی ساختهٔ سال ۱۳۷۱ است.
گروهی از رزمندگان ایرانی پس از عبور از موانع بسیار به نیروهای دشمن حمله ور می شوند وپس از وارد کردن ضرباتی به آن ها در محاصره قرار می گیرند. رزمندگان با کمبود مهمات و تلفات سنگین و تنگ تر شدن حلقه محاصره دشمن تصمیم می گیرند برای شکستن حلقه محاصره تونل باریکی حفر کنند….
بازیگران: مهدی فقیه, عبدالحسن برزیده , علیرضا اسحاقی , محسن قصابیان , فرید کشن فلاح
خلاصه داستان : در جنگ ایران و عراق، حامد که پدر و مادر خود را در بمباران و اشغال بستان گم کرده است، به اردوگاه مهاجران جنگی د رشمال کشور منتقل می شود….
بازیگران : مهدی اسدی ، محسن پناهی ، محسن موسوی ، فاطمه تقوی ، رضا یاقوتی ، هدایت اله نوید ، علیرضا رهبری ، محمد یوسفی ، مریم اشرفی
پدر و مادر چهار برادر در بمباران شهرستان کشته میشوند و هیچ اثری از جنازهشان بدست نمیآید. چهار پسر آنها، هادی (کارگردان سینما)، جعفر (پزشک)، حسن (مهندس) و جلال (دلال) راهی شهر زادگاهشان شده و در آنجا با خانهٔ ویران شدهشان روبرو میشوند. پدر به تناوب بر هر کدام از این برادران و خانوادهشان ظاهر میشود و از آنها میخواهد که به خانهشان بازگردند. برادران جستجوی وسیع را برای یافتن پدر و مادر آغاز میکنند. آنها در پایان میفهمند که پدر و مادرشان از بمباران جان سالم به در بردهاند و این حوادث به تمامی تمهیدی بوده از طرف پدر و مادر تا آنان را مجدداً به اصلشان بازگرداند.
خلاصه داستان : قدیر رزمنده ای است که برای انجام مأموریتی بعد بیست سال به روستای زادگاهش آمده است، دشمن روستا را کاملاً تخریب کرده است….
بازیگران : حمید فرخ نژاد – لادن مستوفی – باران کوثری – حبیب دهقان نسب – آتش تقی پور – آرتویت زهرابیان و …
خلاصه داستان : چهلمین روز بعد از آغاز جنگ تحمیلی، دریاقلی سورانی پس از آن که خانواده اش را از شهر آبادان راهی می کند، به اوراق فروشی خود در حاشیه بهمن شیر برمی گردد و با ماجراهایی روبرو می شود….
هادی به منظور انجام تحقیقات خود جهت فیلمسازی روانه کرواسی می شود. عزیز دوست هادی در جریان مسافرت او به کرواسی با در اختیار قرار دادن یک نوار کاست، یک قطعه عکس، و یک نیمه پلاک از وی برای یافتن دختری بنام فاطمه کمک می گیرد هادی بوسیله آشنایی با زنی بنام حنیفه که آشنا به زبان فارسی است به جستجوی فاطمه می پردازند. در این میان هادی پی به رابطه قبلی عزیز و فاطمه برده و متوجه می شود که آنها قصد ازدواج داشته اند که این مطلب توسط اصغر دوست مشترک میان عزیز و هادی پنهان می شود. پلیس کرواسی هادی را بعلت نداشتن ویزای آن کشور از کرواسی بیرون کرده و هادی و حنیفه در جستجوی فاطمه به بوسنی و جبهه جنگ منتقل می شوند. هادی در جریان درگیری نیروهای بوسنیایی صرب مجروح شده و به عقب منتقل می شود. فاطمه نیمه پلاک را بدون یافتن هیچ اطلاعاتی از آن پیدا نمی کند.
خلاصه داستان : در کشاکش جنگ ایران و عراق سه گروه از رزمندگان برای تصرف تپهای با موقعیت استراتژیک که در اختیار ارتش عراق است، وارد عمل میشوند. اعضای دو گروه بر اثر بمباران شیمیایی کشته میشوند؛ اما گروه سوم، تحت فرماندهی فردی به نام حاج حسین، پس از جنگ و گریزهای فراوان موفق به باز پس گرفتن تپه میشوند.
سربازان عراقی درصدد هستند تا مردان یک روستای مرزی را به جبهه ببرند، اما آن ها ریشه خود را ایرانی می دانند. به همین دلیل شبانه تصمیم به فراری دادن جوان ها می گیرند. قضیه لو می رود و عراقی ها دستور دستگیری همه مردان جوان روستا را می دهند. در این بین مردم شورش می کنند و سرهنگ و سربازان عراقی را در پاسگاه زندانی می کنند و آماده کوچ به طرف ایران می شوند، اما باز درگیری میان سربازان عراقی و مردم صورت می گیرد و سرهنگ عراقی اویاق خان، بزرگ روستا را مجبور می کند که یا تسلیم شود و یا بپذیرد که مردم روستایش مانند مردم حلبچه در یک بمباران شیمیائی کشته شوند. اویاق خان بدون اینکه مردم روستا قبول کنند تسلیم می شود، اما مردم می فهمند و با سربازان عراقی درگیر می شوند و در انتها پرچم خونین ایران را به احتزاز در می آوردند.